کلاغ جار

یوزپلنگ ایرانی و خطر انقراض
نویسنده : محمدعلی ابراهیمی - ساعت ٩:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳۱
 

 نویسنده مطالب : حسین کرمانی

در حالی‌که یوزپلنگ آسیایی در نیمه قرن گذشته از اکثر زیستگاه‌های خود در آسیا محو شد، "کانون شکار ایران" در سال ۱۳۳۸ یوزپلگ را "حفاظت شده" اعلام کرد. این تصویر توسط بیژن دره شوری زیست‌شناس پیشکسوت در سال ۱۳۴۹ در منطقه "خوش ییلاق" گرفته شده است.

جنگال، مسن‌ترین یوزپلنگ دنیا

یوزپلنگ به ندرت بیش از ۱۰ سال عمر می‌کند. "جنگال" نام یوز آسیایی است که بیش از ۱۰ سال عمر کرد. تصویر جنگال برای اولین‌بار در اکتبر ۲۰۰۱ به‌وسیله دوربین تله‌ای در منطقه نایبندان توسط جواد نجفی گرفته شد. تا سال ۲۰۱۱ حضور جنگال در این منطقه ثبت شد. زمانی که جنگال را مرده پیدا کردند هیچ جراحتی نداشت. تخمین زده می شود جنگال تا ۱۴ سال عمر کرد. جنگال به عنوان مسن‌ترین یوزپلنگ در دنیا شناخته شده است.

در ۹ شهریور ۱۳۷۳ ماده یوزپلنگی که به همراه سه توله‌اش برای خوردن آب به نزدیکی شهر بافق آمده بودند مورد حمله چند فرد غیربومی با چوب و سنگ قرار گرفتند. در این ماجرا دو توله یوز کشته شدند. ماده یوز زخمی فرار کرد و تنها یک توله توسط محیط‌بانان نجات یافت که با نام ماریتا تا سال ۱۳۸۲ در پارک پردیسان تهران زندگی می‌کرد.

کوشکی یوزپلنگ آسیایی در اسارت است که در حصاری به وسعت ۱۲ هکتار در پناهگاه حیات‌وحش میاندشت در ۱۰ کیلومتری شرق جاجرم در شرایط نیمه اسارت نگهداری می‌شود. فردی به نام کوشکی این یوزپلنگ را که در آن زمان یک توله بود به سازمان محیط زیست هدیه داد. او این یوزپلنگ را از سه چوپان که آن را شکار کرده و قصد کشتنش را داشتند خریداری کرده بود.

کوشکی

یوزهای آسیایی مینیاتورهای مناطق کویری ایران هستند که در یکی از دشوارترین شرایط آب و هوایی توانسته‌اند همچنان به بقای خود ادامه دهند.

دلبر

دلبر توسط محیطبانان در منطقه توران در حالی پیدا شد که در میان گوسفندان یک چوپان بود. این پستاندار در حال حاضر در پناهگاهی در پارک ملی توران و در محیط بسته زندگی می‌کند زیرا مشخص نیست که بتواند دوباره به محیط وحش بازگردد.

اکثر مردم تعجب میکنند وقتی میفهمند که در خارج از آفریقا و در ایران یوزپلنگ وجود دارد و بیشتر متعجب خواهند شد وقتی که یوزپلنگ‌ها در کوه دیده می‌شوند.

پروژه حفاظت از یوز آسیایی

از سال ۱۳۸۶ با ابتکار "انجمن یوزپلنگ ایرانی"، روز ۹ شهریور به عنوان روز ملی یوزپلنگ پیشنهاد شد و در سراسر جهان بزرگداشتی به مناسبت این روز برای حفظ یوزپلنگ برگزار می‌شود.

بر اساس پژوهشی که از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۸ در شمال شرقی ایران صورت گرفته، بیش از ۸۰ درصد غذای یوزها را علف‌خواران وحشی و کمتر از ۱۰ درصد غذای یوزها را پستانداران کوچک جثه تشکیل می‌دهند.

از ابتدای برنامه "پایش یوزپلنگ در ایران"، یک خانواده متشکل از یک یوز همراه با سه توله از تابستان ۱۳۹۱ در پناهگاه حیات‌وحش میاندشت شناسایی شدند که تنها خانواده از یوزها در سال ۱۳۹۱ بود که در کل ایران به صورت مستند حضور داشتند.

یوز مادر همراه با سه توله‌اش

بررسی‌های اخیر نشان می‌دهد که از سال ۱۳۸۰ تاکنون، حداقل ۷۵ یوزپلنگ در مناطق مختلف ایران به دنیا آمده‌اند که در ۳۲ خانواده مختلف بوده‌اند. به بیان دیگر، حداقل هر سال بطور متوسط ۶ تا ۷ توله یوزپلنگ در ایران به دنیا آمده‌اند

مطالعات در شرق آفریقا نشان داده که از هر ۲۰ توله یوزپلنگی که در طبیعت به دنیا می‌آید، تنها یکی به سن ۱۸ ماهگی که زمان جدایی از مادر است، می‌رسد. بررسی‌ها در ایران اما نشان می‌دهد میزان بقای توله یوزها در ایران از آفریقا بیشتر است و درصد بالاتری از توله‌ها به سن بلوغ پا می‌گذارند.

دوربین تله‌ای (نشان داده شده در تصویر) بهترین و مفید‌ترین ابزار کمک برای درک بهتر از تعداد یوزپلنگ‌ها در ایران است.

در گذشته یوزپلنگ‌های آسیایی در سراسر خاورمیانه و آسیای مرکزی زندگی می‌کردند. امروزه از یوزپلنگ آسیایی تنها جمعیت کوچکی در ایران باقی مانده است. سریع‌ترین پستاندار روی زمین به سرعت به سمت آینده‌ای نامطمئن می‌دود، مگر آن‌که بشر آن را در این مسابقه‌ی بقا یاری دهد.

زیستگاه‌های یوزپلنگ در ایران که طی یک دهه گذشته حضورشان در آن‌ها قطعی شده عبارتند از: قرخود و بهکده، میاندشت، خوش ییلاق، سفیدکوه آرسک، توران، درونه، کویر، عباس آباد، سیاهکوه، نایبندان، دره انجیر، آریز، بهاباد، بافق، کالمند، راور، رفسنجان.

آرش

پناهگاه حیات‌وحش نایبندان در خراسان جنوبی یکی از زیستگاه‌های اصلی یوز آسیایی در ایران است. در تابستان دمای هوا در این منطقه به ۵۰ درجه‌ی سانتیگراد می‌رسد. این یوزپلنگ که آرش نامگذاری شده، یکی از یوزپلنگ‌های شناسایی شده پناهگاه حیات‌وحش نایبندان است.

یوز آسیایی دارای قابلیت ویژه‌ای برای وفق دادن خود با شدت دمای آب و هوا است. یوز آسیایی از ۲۰ درجه زیر صفر در زمستان تا ۵۰ درجه بالای صفر در کویر ایران را در تابستان تحمل می‌کند. شاید ایران تنها کشوری است که می‌توان انتظار داشت در آن یوزپلنگ را در برف دید.

یوزها در سن حدود ۱۸ ماهگی از مادر خود مستقل می‌شوند تا بتوانند گستره جدیدی برای خود بیابند.

جاده‌ها، عامل کشته شدن بیش از چهل درصد یوزهای کشته شده در ایران هستند.

طی یک دهه اخیر در ایران، ۲۷ یوزپلنگ توسط عوامل انسانی مختلف از پا در آمده‌اند که حداقل ۱۱ مورد آن بر اثر برخورد با خودروهای عبوری بوده است. تا به حال یوزهای مختلفی در جاده‌های توران، بافق و دره انجیر قربانی تصادف با وسایل نقلیه شده‌‌اند. حداقل ۶ یوز تنها در جاده منطقه حفاظت شده کالمند، جاده یزد - بندرعباس در اثر تصادف با وسایل نقلیه عبوری کشته شده‌اند.

یوز ایرانی در معرض انقراض است. شکار بی رویه، تخریب زیستگاه‌ها و کاهش تنوع ژنتیکی تنها بخشی از مشکلات موجود البته عمده برای یوزپلنگ آسیایی باقی مانده در ایران است.

بر اساس آمارهای ارائه شده، امروزه کمتر از ۷۰ یوزپلنگ آسیایی در بیش از ۱۵ زیستگاه در مناطق مختلف ایران زندگی می‌کنند که بیشتر به بیابان‌های دشت کویر در نیمه شرقی ایران محدود است.

 منبع :

http://mediacenter.dw.de/persian/pictures/item/1096599


 
 
تصاویری از کبک و تیهو در پارک جنگلی کوهستانی صفه در اصفهان
نویسنده : محمدعلی ابراهیمی - ساعت ۳:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٢٧
 

در چند سال گذشته در جریان رفت و آمدهایی که در کوههای اطراف شهر اصفهان داشتم ، مشاهدات اتفاقی زیادی از رفت و آمد خرامان خرامان تیهو و کبک در این زمین های چسبیده به کلانشهر اصفهان بدست آوردم که از مجموع آنها کمتر از دو دقیقه فیلم با کیفیتی متوسط حاصل کار شد.  

گرچه این مشاهدات در طی سالهای گذشته برای من و دوستانم ، رو به افزایش بوده که خود می تواند نشانگر افزایش جمعیت این پرندگان در اطراف شهر اصفهان نیز باشد اما برخورد تصادفی و از راه دور با این پرندگان هوشیار و حضور در مسیرهای کوهستانی و صخره ای اجازه ی برداشت حتی یک عکس با کیفیت را نداد.

تصویر تیهو

عکسهای حاضر از بین تصاویر همان دو دقیقه فیلم برداشت شده و با کمی ویرایش ارائه شده اند که شمایل کلی اندام و ترکیب رنگهای گونه های خاصی از این دو پرنده را که در مناطق اطراف اصفهان حضور دارند نشان میدهد.

تصویر کبک

 

 ××××××××××××××××××××××××××

 

فیلم زیر خلاصه ایست از تصویربرداری های بهار 1392در پارک جنگلی کوهستانی صفه واقع در جنوب شهر اصفهان که کبک و تیهوی این مناطق را بمدت دو دقیقه و نیم نمایش می دهد.

 

  ××××××××××××××××××××××××

برای شنیدن صدای کبک اینجا کلیک کنید

××××××××××××××××××××××××

در بین سایت ها و وبلاگ های فارسی زبان، مطلب جالب و کاملی درباره "کبک" و به قلم آقای سعید قمریان در دوم دی ماه 1384 در وبلاگ شخصی ایشان منتشر شده که متاسفانه برخی از عکسها از بین رفته  و وبلاگ ایشان از سال 1385 دیگر بروزرسانی نشده اما همین مقاله در سایت کویرها و بیابانهای ایران نیز منتشر شده است. همچنین در ویکی پدیای فارسی مطالبی مختصر از کبک و تیهو به زبان فارسی وجود دارد.

برای حفظ و بازنشر مقاله ارزشمند آقای سعید قمریان، متن مقاله ایشان را به همراه عکسهایی برگرفته از دانشنامه فارسی ویکی پدیا تقدیم علاقه مندان می کنم:

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

 

همه چیز درباره کبک

سعید قمریان

 

 پراکندگی:

 14 گونه مختلف از این نوع پرنده تا کنون شناسایی شده است. زیستگاه طبیعی این پرنده از کوههای منطقه خاورمیانه و آسیا از شرق یونان و جنوب بلغارستان , آسیای صغیر تا منچوری چین گسترده است. کبک در آمریکای شمالی, هاوایی و نیوزیلند نیز از جمعیت خوبی برخوردار شده است.

زیستگاه طبیعی:

 کبک را می توان در دامنه ها, کوه ها و صخره ها یافت.

 مشخصات ظاهری:

 وزن: از 510 تا 680 گرم با متوسط 595 گرم

نرها (با وزن 510 تا 800 گرم) کمی از ماده ها (با وزن 450 تا 680 گرم) از لحاظ طول و وزن بزرگترند. ترکیب پرها در هر دو جنس نر و ماده یکسان است. رنگ این پرنده قهوه ای مایل به خاکستری در بالا و زرد کمرنگ در قسمت شکم است. یک خط سیاه از قسمت جلوی سر آغاز شده و پس از عبور از چشمها و گردن, در قسمت بالای سینه تمام می شود و سر و سینه خاکستری پرنده را از قسمت سفید رنگ گلو جدا می کند. پهلوی پرنده با ترکیبی از رنگ سیاه و شاه بلوطی متمایل به سفید پوشانده شده  و پرهای انتهایی بال, به رنگ شاه بلوطی هستند. نوک, لبه پلکها, ساق و پاهای کبک به رنگ صورتی تا قرمز سیر هستند. اگرچه هر دو جنس نر و ماده ممکن است دارای یک سیخک کوچک در قوزک پا باشند, ولی این معمولا از مشخصات جنس نر است. کبک های نابالغ کوچکتر هستند و به رنگ قهوه ای و خاکستری هستند. در زیستگاه طبیعی این پرنده, رنگ آن بسته به موقعیت جغرافیایی منطقه متغیر است. رنگ پرندگان مناطق خشک تر, بیشتر متمایل به خاکستری و سفید است.

 تولید مثل:

فواصل تولید مثل: کبک ها بسته به شرایط محیطی, یک مرتبه در سال تولید مثل می کنند.

فصل تولید مثل: از فروردین آغاز شده و بسته به منطقه جغرافیایی ممکن است تا اواخر تیر و اوایل مرداد نیز در مناطق سردسیر ادامه یابد.

تعداد تخم ها: از 7 تا 21 عدد

مدت زمان خوابیدن بر روی تخم ها: 24 روز به طور متوسط

 

کبک ها تک همسر هستند. نرها با نشان دادن تمایل خود به ماده با کج کردن سر و باز کردن بالها و نمایش آنها در اواخر اسفند اقدام به جفت گیری می کنند. هنگام خشکسالی و کمبود غذا, عمل تولید مثل ممکن است محدود به چند پرنده شود. نرها از ماده ها در مقابل نرهای دیگر محافظت می کنند.

 آشیانه کبک از ساقه های ساده که گاهی با پر و خاشاک پوشانده می شود,  در میان صخره ها و یا مناطق پر از بوته و خاشاک, تشکیل می گردد. یافتن آشیانه کبک ها مشکل است و به خوبی تحت مطالعه قرار نگرفته اند.  تعداد تخم ها بسته به شرایط محیطی از 7 تا 21 عدد متغیر است. دوره خوابیدن روی تخم ها معمولا 24 روز است و این عمل معمولا وظیفه ماده است. از اواسط اردیبهشت تا اواسط مرداد, جوجه ها از تخم بیرون می آیند که بستگی به موفقیت تخم اول دارد. جوجه ها در هنگام بیرون آمدن از تخم, باهوش و توانا هستند و می توانند پس از چند هفته, پرواز کنند. پس از گذشت 12 هفته, جوجه ها بالغ می شوند. نرها معمولا تا زمان پرورش جوجه ها با خانواده می مانند, اگرچه بعضی از آنها پس از تخمگذاری ماده, خانواده را ترک و به نرهای دیگر ملحق می شوند. هنوز زمان زیادی تا شناختن کامل عادات تولید مثل کبک ها مانده است. مادر و شاید هم پدر, از جوجه ها مراقبت می کنند تا آنها مستقل گردند.

 رفتار:

 کبک ها در هنگام صبح و بعد از ظهر در روی زمین به چرا مشغولند. آنها مهاجرت نمی کنند و جابجایی های فصلی آنها فقط در ارتفاع است. پرواز کبک معمولا در هنگام احساس خطر انجام می شود و به مسافتهای کوتاه و در سراشیبی محدود است. هنگام عبور از ناهمواریهای سطح زمین, کبکها بر روی پاهای خود جست می کنند و ترجیح می دهند بدوند تا پرواز کنند. گروه اجتماعی اولیه از یک دسته کبک شامل تعداد گوناگونی از بالغ ها و جوجه هایشان تشکیل می شود و بزرگترین گروه ها را می توان در چشمه ها دید. گروههای بزرگتر در زمستان تشکیل می شوند. کبک ها در هنگام شب را زیر بوته ها و یا داخل صخره ها به سر می برند. نرها به طور فعال از قلمرو خود دفاع می کنند.

 ارتباط و قوه ادراک:

 کبک در حالتهای گوناگون, از صداهای مختلف استفاده می کند که به سه دسته تقسیم می شوند: هشداری, جنگی و جنسی. بیشترین صدایی که از کبک شنیده می شود با آوای chuck, chuck ,… است که از هر دو جنس نر و ماده بر می آید که به تدریج به آوای chukar, chukar ,… تبدیل میگردد و از فواصل دور قابل شنیدن است. از این رو نام کبک را Chukar Partridge گذاشته اند.

 عادات غذایی:

 کبک معمولا از گیاهان شامل علفها و دانه های آنها, برگ گیاهان و میوه بوته ها بر اساس فراوانی و دسترسی فصلی تغذیه می کنند.

غذاهای جانوری: حشرات

غذاهای گیاهی: گیلهان سبز, برگها, دانه ها, حبوبات و میوه ها

 اهمیت منفی اقتصادی برای انسان:

 کبک به پراکندگی و رشد علفهای هرزه کمک می کند. همچنین کبک مستعد ابتلا به بیماری های مرغی بوده و در مزارع پرورش این پرنده, می تواند آن را به انسان منقل کند.

 اهمیت مثبت اقتصادی برای انسان:

 کبک Chukar اولین پرنده ی قابل شکار است که در سال 1893 به آمریکای شمالی وارد شده و برای آژانس های شکار در این منطقه ایجاد درآمد کرده است. دشواری شکار این پرنده و وجود آن در دامنه ها و مناطق دوردست, شکار این پرنده را برای شکارچیان جذاب می کند. گوشت کبک نیز از طعم بسیار خوشمزه ای برخوردار است.

 وضعیت بقا:

 نسل کبک ها به صورت جهانی در معرض خطر نیست. در اکثر مناطق, جمعیت آنها ثابت بوده یا در حال افزایش است. با وجو این, با از بین رفتن زیستگاه های طبیعی و شکار بیش از حد, ممکن است بر جمعیت آنها موثر باشد. همچنین انتقال بیماری از مرغ های خانگی و یا بوقلمون ها, می تواند بر جمعیت آنها اثر گذارد.

رفتار کبک ها

دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی  نویسنده ی صاحب نام معاصر در مقاله ای که اصلا مربوط به زیست شناسی نیست، مطلب جالبی درباره ی رفتار کبک نوشته است. او از جمله نوشته است که :

"...کبک یک هواشناس دقیق است و ضمناً قانون تنظیم خانواده را هم مراعات می کند، بدین معنی که در سال های خشکسالی و کم باران، تخم می گذارد ولی از روی تخم برمی خیزد و طبعاً تخم ها فاسد میشوند زیرا می داند که جوجه ها در بهار خشک آن سال بدون دانه خواهند ماند،

 - بچه ناوردن، به از شش ماهه افکندن جنین..."

××××××××××××××××××××××××××


 
 
وداع با زاینده رود
نویسنده : محمدعلی ابراهیمی - ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱۸
 

آخرین باری که زاینده رود در اواخر فروردین ماه 1392 بر بستر خود جاری شد ، زمانی که آب به سی و سه پل رسید ، مردم مشتاق اصفهان بر بستر رود حاضر شدند و برای ساعتها و روزها به جشن و سرور پرداختند.

آیا این آخرین باری بود که مردم اصفهان ، آب را بر بستر رودخانه شان می دیدند؟

چند ماه قبل ، در محل لوله کشی های عظیمی که آب زاینده رود را به استان های دور و نزدیک می برند درگیری هایی صورت گرفته بود ، انتخابات ریاست جمهوری خرداد 92 در پیش بود و در زمستان گذشته نیز بارندگی هایی صورت گرفته بود و منابع محدودی از آب را آماده می کرد که در نهایت ، همگی این موارد دلایلی بیشتر امنیتی را برای جاری شدن موقتی زاینده رود بوجود می آوردند.

اواخر تیر ماه 92 و پس از سپری شدن رویداد سیاسی آن روزها ، بستر زاینده رود دوباره به کویری خشک و خالی و برهوتی که حتی بکار چرای حیوانات هم نمی آید تبدیل شد.

حال با توجه به پیش فرض های مطرح شده و با توجه به اینکه دوره ای 30 ساله از خشکسالی های طاقت فرسا در پیش است و به زعم کارشناسان ، چاه زمین در حال خشک شدن است و همچنین سهم ایران از این خشکسالی رده ی چهارم در بین همه کشورهای دنیاست ، آیا بزودی شاهد جاری شدن مجدد زاینده رود خواهیم بود یا اینکه برای دورانی نامحدود باید با آن وداع کنیم.


 
 
خدنگ مهمانی جدید یا ساکنی قدیمی برای حیات وحش اصفهان؟
نویسنده : محمدعلی ابراهیمی - ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۱٦
 

خدنگ بزرگ یا نمس یا موش خرما

(Indian Grey Mongoose)

 

نوشتاری از دستان علوی – حامی گرگهای ایران

 

جانوری از خانواده ی خدنگ هاست که در کشورهای ساحلی عربی ، پاکستان ، هندوستان و نپال دیده می شود .

در نقشه ی سنتی پراکندگی این جانور در ایران ، نیمه ی جنوبی استان سیستان و بلوچستان ، مناطقی از جنوب استان کرمان ، تمامی نقاط استان هرمزگان به همراه جزیره ی قشم و مناطقی از استان های یزد ، فارس و بوشهر به عنوان زیستگاه های این جانور تعیین شده اند که به نظر می رسد باید بازنگری جدی درباره ی پراکنش این پستاندار در کشور ما انجام گیرد .

خدنگ ها به مهارت زیاد در شکار مارهای سمی حتی کبراها ، شهره اند و به راحتی با انسان اُخت می شوند و انسان ها آنها را دست آموز کرده و برای مبارزه با مارها و عقرب ها از این پستانداران بهره می برند . در کشور ما نیز در برخی مناطق مانند استان کرمان این گوشت خواران را به عنوان حیوان خانگی نگه می دارند .

به همین دلیل هیچ تعجبی ندارد که خدنگ ها را در مراکز پر رفت و آمد انسانی ببینیم . خدنگ ها معمولا در حفره هایی که در زمین ایجاد می کنند به سر می برند . این حفره ها نزدیک دیوارهای خرابه ها و مناطق متروک حفر می شود و در نتیجه لانه هایشان را می توان نزدیک مراکز انسانی یافت . خدنگ ها حیواناتی اجتماعی هستند . معمولا یک گروه خانوادگی نزدیک به هم زندگی کرده و لانه هایشان را کنار هم حفر می کنند . آنها شب ها در لانه استراحت کرده و روزها فعالیت می کنند .

این جانور در تمام فصل های سال بچه می زاید و از موش،مار،مارمولک،قورباغه،پرندگان و تخم آنها،بی مهرگانی مانند حشره ها و مواد گیاهی مانند ریشه ی درختان تغذیه می کند .

در برخی مناطق دنیا مانند هاوایی ، جاماییکا ، کوبا و پورتوریکو که خدنگ وجود نداشت ، آنها را از آسیا بردند و در محیط رها کردند تا جمعیت موش ها و مارهای سمی در مزارع و روستاها کنترل شود .

خدنگ شیوه های جالبی در زندگی خود دارد که آن را بسیار منحصر به فرد کرده است که یکی از آنها بازی با تخم پرندگان است .

در کشور ما علاوه بر خدنگ بزرگ ، انواع خدنگ دیگر به نام خدنگ کوچک زندگی می کند . خدنگ کوچک جثه ای کوچکتر دارد و در اطراف چشم هایش لکه های قهوه ای رنگی وجود دارد . در رابطه با این جانور اطلاعات زیادی در دسترس نیست اما تا آنجایی که بنده می دانم پراکنش آن را در استان های ایلام،خوزستان،بوشهر،کهگیلویه و بویراحمد و فارس ذکر می کنند که البته بنده فکر می کنم پراکنش آن تا جنوب و جنوب شرقی کشور گسترده باشد و اکثر مناطق زندگی خدنگ کوچک با زیستگاه های خدنگ بزرگ همپوشانی دارد . به عنوان مثال در جزیره ی قشم از وجود 2 گونه خدنگ گزارش می دهند .

اما خدنگی که در کوه صفه و اطراف اصفهان شناسایی شده است از گونه ی خدنگ بزرگ است .

با وجود تایید کارشناسان اداره کل محیط زیست استان اصفهان به حضور خدنگ در غرب شهرستان اصفهان ، اما همچنان بیشتر کارشناسان گستره ی زیستگاه این جانور را به مناطق جنوبی کشور محدود می دانند . در یکی از شماره های مجله ی داخلی اداره کل حفاظت از محیط زیست استان اصفهان به نام زیست نگار آمده است در پی خبر حضور جانوری شبیه به سمور در اطراف چاه های فلمن که توسط کارگران اطلاع داده شده بود ، کارشناسان اداره به آن محل مراجعه کرده و حضور این جانور را در تعداد زیاد تایید می کنند . در همین خبر ذکر شده است که احتمال حضور این جانور در کوه صفه و همچنین شرق اصفهان وجود دارد اما تا نبود مدرکی معتبر نمی توان آن را حتمی دانست .

حضور این جانور در کوه صفه حتمی است و احتمالا کوه های اطراف صفه هم زیستگاه خدنگ هستند . یکی از باغداران شرق اصفهان(زیار) اذعان می کرد که این جانور را در این منطقه دیده است .

در پژوهشی که برای دست یابی به فهرست پستانداران منطقه ی زاگرس مرکزی توسط جمعی از بهترین کارشناسان صورت گرفت ، درباره دو گونه ی خدنگ اینگونه توضیح داده شده است :

خدنگ کوچک :

تا کنون از منطقه ی زاگرس مرکزی گزارش نشده است اما در رشته کوه زاگرس از ایلام و کرمانشاه و همچنین فارس رکورد شده است . از این رو احتمال حضور آن در بخش هایی از محدوده ی مورد بررسی می رود .

خدنگ بزرگ :

تا کنون از منطقه ی زاگرس مرکزی گزارش نشده اما از کرمان ، فارس و بوشهر گزارش شده است و با توجه به مشاهدات محیط بانان در حاشیه ی شهر اصفهان ، احتمال حضور آن در بخش هایی از محدوده ی مورد بررسی که در استان های اصفهان و فارس قرار دارند ، وجود دارد .

 

چند نکته درباره ی این جانور برای من جالب است :

1 . با توجه به حضور این جانور در شرق ، مرکز و غرب شهر اصفهان ، مشخص می شود که این جانور در منطقه رها نشده است و این مناطق زیستگاه سنتی این جانور بوده است .

2 . اما چرا در سال های اخیر حضور این جانور در اطراف اصفهان گزارش شده است و در سال های پیشین هیچ خبری از زیست این جانور در اطراف شهر(به خصوص صفه که محل پر رفت و آمدی است) نبوده است . نکته جالبی که ماموران شهرداری در کوه صفه به آن اشاره می کنند این است که خدنگ از چندین سال پیش(همان زمانی که طرح ساماندهی پارک کوهستانی صفه کلید خورد) در منطقه مشاهده می شده اما در سالیان اخیر جمعیت آن به شدت افزایش داشته است . اگر این مکان زیستگاه طبیعی خدنگ بوده است پس باید جمعیت آن از ابتدا یکسان بوده باشد . با کنار هم قرار دادن این موضوعات درمی یابیم که امکان رهاسازی این گونه در سال های بسیار دور در اطراف شهر اصفهان وجود دارد .

3 . یکبار بنده در اداره محیط زیست فیلمی را مشاهده نمودم که یکی از کارشناسان خبره ی اداره با همکاری محیط بانان یک خدنگ را در کوهستان کرکس رهاسازی نمودند . هنگامی که بنده اعتراض کردم که چرا این جانور را در محیطی رها نکردید که همنوع آن وجود داشته باشد همان کارشناس با جدیت فراوان فرمودند منطقه ی حفاظت شده کرکس دارای جمعیتی از خدنگ می باشد !!!

4 . در شناسنامه و فهرست پستانداران مناطق تحت حفاظت محیط زیست استان اصفهان(کلاه قاضی،قمیشلو،موته،عباس آباد،کرکس،دالانکوه و ...) ، همیشه نام راسو و سمور برده شده است . احتمال دارد جانوری که توسط محیط بانان یا گردشگران و دانشجویان مشاهده شده و راسو و سمور نام گرفته ، همین خدنگ بوده باشد . مانند 99 درصد گردشگران و کوهنوردانی که به کوه صفه می روند و این جانور را دیده اند و از آن با عنوان سمور یا راسو نام می برند . که اتفاقا خود بنده شاهد بوده ام که حضور این موجود برای مردم به نوعی تازگی دارد و با دیدن آن تعجب زده می شوند . همچنین افرادی که در پارک کوهستانی صفه به کار مشغولند از این جانور به نام سمور نام می برند و متاسفانه بدرفتاری هایی هم با آن با توجیه جلوگیری از افزایش جمعیت آن انجام می دهند .

5 . اگر فرض بگیریم که زیست خدنگ در اطراف شهر اصفهان و کوهستان کرکس کاملا طبیعی و تاریخی است ، پس مناطق بین زیستگاه های اصلی خدنگ در جنوب ایران و این کوهستان های مرکزی ، مانند زاگرس مرکزی یا حتی کوه های کویری مرکز ایران باید دارای جمعیت هایی از خدنگ باشد .

6 . به دلیل روزفعال بودن و زندگی اجتماعی خدنگ خیلی بعید است کارشناسان در تحقیقات خود نتوانند آن را ببینند . با وجود پژوهش ها و تحقیقات زیاد در حوزه ی مناطق استان اصفهان و زاگرس مرکزی ، چرا هیچ کارشناس و محققی به حضور خدنگ اشاره نکرده است ؟

7 . باید این نکته را هم اشاره کرد که به گفته ی کارشناسان خدنگ های اطراف چاه های فلمن و پارک کوهستانی صفه ، از نوع خدنگ بزرگ هستند . اما امکان اینکه گونه ی خدنگ کوچک در برخی مناطق وجود داشته باشد یا گزارش شود هم وجود دارد .

8 . به رژیم غذایی خدنگ در بالا اشاره شد . بنده خیلی علاقه مندم بدانم خدنگ در صفه چه چیزهایی می خورد ؟ کبک و تیهو و انواع پرندگان دیگر در صفه وجود دارد . اما زیستگاه خدنگ در صفه با مناطقی که آنها زندگی می کنند فاصله دارد . شاید قورباغه ، مارمولک ، حشرات و گیاهان غذای اصلی خدنگ صفه باشند . البته شاید از موشها هم تغذیه کنند . اگرچه فکر می کنم حضور مردم و مواد غذایی به جا مانده از آنها نقش مهمی در افزایش و زندگی خدنگ در صفه داشته باشد . یکبار در محدوده ی پارک صفه و نرسیده به پارک وحش در بین شمشادها یک خانواده ی خدنگ شامل مادر و دو بچه را مشاهده کردم که فکر می کنم یک کلنی ثابت خدنگ هاست . چون یکبار دیگر هم خدنگی را در این منطقه مشاهده کردم و دیده ام که مردم در اطراف آن با تعجب به دنبال چیزی می گردند . مقداری از باقی مانده ی غذای خود را برای آنها ریختم که به راحتی جلو آمدند و در چند قدمی بنده در حال خوردن بودند اما متاسفانه آن روز دوربین همراه نداشتم .

9 . درست است که زیستگاه خدنگ در صفه با مکان های زیست دیگر گوشت خواران(مانند شغال و روباه و ..) فاصله دارد و به نوعی نزدیکتر به محل های پر رفت و آمد است اما رابطه ی بین خدنگ و آن جانوران بسیار بااهمیت است . آیا خدنگ قدرتمندتر است یا روباه و شغال ؟ آیا خدنگ می تواند روباه را از پا دربیاورد یا شغال از هر دو قوی تر است ؟ مکان زیست خدنگ بیشتر با محل زندگی گربه های شهری صفه یکی است و بنده خود دیده ام که گربه های صفه(با وجود جثه و اندام نسبتا بزرگتر در قیاس با گربه های داخل شهر) در مقابل خدنگ با سرعت هرچه تمام تر فرار می کنند و به طرز عجیبی از این گوشتخوار می ترسند .

10 . به دلیل قدرت بسیار بالای زادآوری خدنگ و همچنین نبود دشمن طبیعی این گونه در پارک صفه ، احتمال افزایش بیش از اندازه ی این جانور در سال های آینده و تبدیل شدن به آفت وجود دارد . چیزی که مسئولان پارک را هم نگران کرده است .

در آخر به 2 نکته اشاره کنم :

برخی عقیده دارند خدنگ از زمان حضور باغ وحش قدیمی صفه به این محل آورده شده است و سپس توانسته فرار کند و به صورت طبیعی زندگی و زادآوری داشته باشد .

نکته ی دیگر محل زندگی خدنگ در صفه است . به غیر از اطراف پارک ها و فضای سبز پایین دست کوه که دیدن آنها برای بنده عجیب بود ، اطراف منبع آب و حوالی اتاقک امداد و نجات کوهستان مکان اصلی رفت و آمد خدنگ است . بنده تا به حال بالاتر از این مکان خدنگی را ندیده ام !!!

با سپاس

 

 

فیلمی دو دقیقه ای از خدنگ کوه صفه اصفهان 

 

با تشکر فراوان از دوست گرامی آقای دستان علوی ، حامی گرگهای ایران که این مطلب جامع و کامل را تهیه و در اختیار بنده قرار دادند


 
 
کمرکولی - قسمت اول
نویسنده : محمدعلی ابراهیمی - ساعت ٤:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۸